برگ نخست | جاویدان خرد | نویسندگان | مقالات | آشنایی با منابع | وبنامه | نشریه مغانه



فريتيوف شوان

مقالات فارسي

- کار در زندگی معنوی

- طريق شمني سرخپوستان

- ودانتَه - 1

- مركز پرگار وجود

- آفريدگار در اساطير شمال آمريكا

- تأملاتي درباره سادگي

- آدم در عالم

- ميؤه ممنوع

- دو بهشت

- نگاهی به ظاهر و باطن در اديان

- حقيقت و حضور

- حكمت خالده

- در باب عشق به خداوند

- ميان شرق و غرب

- تناقضات مکتب اصالت نسبيت

- زيباشناسى و رمزپردازى در هنر و طبيعت

- مبانى زيباشناسى كامل

- ملاحظاتى چند در باب يكى از مسائل آخرت

- حضرات پنجگانه‌ی الهي

- سر بر آستان نيايش و زيبايي : گفت و شنفتي با فريتيوف شووان


مقالات انگليسي

- Oriental Dialectic and its Roots in Faith

- On The Margin of Liturgical Improvisations

- The Spiritual Virtues according to St. Francis of Assisi

- Concerning a Paradox in the Divine Comedy

- Dharmakara's Vow

- No Activity Without Truth

- Understanding and Believing

- Dilemmas of Theological Speculation : With Special Reference to Moslem Scholasticism

- The Wisdom of the Virgin

- American Indian Shamanism

- Usurpations of Religious Feeling

- The Impossible Convergence

- Nature and Function of the Spiritual Master

- Keys to the Bible

- The Sun Dance

- Fundamental Keys

- Sophia Perennis and the theory of evolution and progress

- Nature and Unity of the Principle

- Gnosis

- Atma-Maya

- Tradition and Modernity

- Aesthetics and Symbolism in Art and Nature

- Religio Perennis

- Insights into the Muhammadan Phenomenon

- Images of Islam

- Mystery of the Bodhisattva

- Universal Eschatology

- Principles and Criteria of Art

- Art,Its Duties and its Rights

- Concerning Forms in Art

- Foundations of an Integral Aesthetics

- Truths and Errors Concerning Beauty

- The Degrees of Art

- The Role of Appearances

- The Message of the Human Body

- Norms and Paradoxes in Spiritual Alchemy

- The Spiritual Meaning of Work

- A Note on René Guénon


مقالات درباره‌ی فريتيوف شوان

- زندگى‏نامه فريتيوف شوان

- Scientism and Human Nature in the Works of Frithjof Schuon

- Frithjof Schuon, life and Teachings

- مروري‌ بر انديشه‌هاي‌ دين‌پژوهي‌ شوان

- Frithjof Schuon and René Guénon

- فريتيوف شوان و سنت اسلامي

آثار هنري شوان
اشعاري از شوان به آلماني و ترجمه انگليسي
مجموعه تاج گل (ترجمه فارسي)
مجموعه‌اي از راهي سوي دل (ترجمه فارسي)
نمونه‌هايي از نقاشي‌هاي شوان

فريتيوف شوان (Frithjof Schuon) يكي از مهم‌ترين خردورزان و شخصيت‌هاي معنوي و نيز مهمترين پيام‌آور آموزه‌هاي سنّتي در قرن بيستم است. انديشه‌هاي او را به حق مي‌توان متمم و مكمل طريق رنه گنون و آناندا كوماراسوامي دانست.

شوان در هشتم ژوئن سال 1907 ميلادي در شهر بازل سوئيس در خانواده‌اي آلماني‌الاصل ديده به جهان گشود. در نوجواني هنگامي كه دوران تحصيلات ابتدائيش را مي‌گذارند، پدرش در گذشت و به همراه مادر به مولهاوس فرانسه رفت و به تابعيت انجا درآمد. در جواني به مطالعه‌ی آثاري چون هزار و يك شب ، اوپانيشادها و بهاگاوادگيتا پرداخت، از فلسفه يوناني و فلسفه‌ی جديد خواند و با رنه گنون آشنا شد. شوان پس از يكسال و نيم خدمت در ارتش فرانسه به پاريس بازگشت و در پي آشنايي با صور سنّتي هنر اسلامي شروع به يادگيري زبان عربي نمود. در سال 1932 براي پي‌گيري اين آموزش‌ها به الجزائر رفت و دست ارادت به شيخ احمد العلاوي شيخ طريقت شاذليه داد و از طريق تصوف مشرف به آئين اسلام گشت، و «عيسي نورالدين احمد» نام گرفت. در سال 1935 علاوه بر الجزاير از مراكش هم بازديد نمود و در سال 1938 در مصر با گنون نيز كه سال‌ها بود با وي مكاتبه داشت، ملاقات كرد. درسال 1939 عازم هند شد، امّا هنوز به مقصد نارسيده، جنگ‌جهاني دوم شعله برافروخت و به جهت خدمت در ارتش، به فرانسه بازگشت. در جنگ اسير آلماني‌ها شد، ليكن چون قصد آلماني‌ها را كه عضويت افراد آلزاسي‌الاصل در ارتش آلمان باشد، دريافت، از زندان گريخت و به سوئيس رفته، به تابعيت آنجا درآمد. چهل و دو ساله بود كه با زني آلماني‌سوئيسي با تربيتي فرانسوي كه ضمن علاقه‌ی به مطالعه‌ی اديان و متافيزيك، نقاشي صاحب ذوق نيز بود، ازدواج كرد. در اين ايّام تاليفات مهمي ارائه داد كه وحدت متعالي اديان كه در زمره‌ی معروفترين آثار شوان است، از اين دست مي‌باشد. در سال 1959 و نيز 1963 همراه همسرش به آمريكا رفت تا از قبايل سرخپوستان ديدار كند. در يكي از همين سفرها او و همسرش به عضويت قبيله‌ی سو درآمدند و مدت‌ها در ميان آنان زندگي كردند. شيخ عيسي نورالدين احمد در پنجم ماه مي سال 1998 ميلادي يعني هنگامي كه نود و يك ساله بود، در بلومينگتون در ايالت ايندياناي آمريكا، در پي يك بيماري طولاني، و در حالي كه به ذكر صبحگاهي مشغول بود،زندگي خاكي را وداع گفت.[1]










او علاوه بر زبان آلماني كه زبان مادري اوست‏با زبانهاي فرانسه، انگليسي، عربي و سانسكريت آشنايي كامل داشت و آثار خود را به سه زبان آلماني، فرانسه و انگليسي نگاشته است، آثاري كه چنان متافيزيك، اديان و سنن، هنر و زيبائي‌شناسي و نمادپردازي را در خود بهم بافته‌اند، كه به سختي بتوان موضوعي خاص را به يكي از كتابهايش نسبت داد.

شوان، خود نقاش و شاعري خوش قريحه بود، تابلوهاي نقاشي‌اش عموماً صحنه‌هايي از زندگي سرخپوستان است - آميخته به ظرايف نمادپردازي و لطايف هنري. امّا در زمينه‌ی زيبائي‌شناسي راستين و فلسفه‌ی سنّتي هنر نيز، با وجود اينكه كتاب مستقلي ندارد، نظريات منسجم و يكدستي ارائه كرده است. شوان در اين خصوص، بسياري از نظرياتش را وامدار كوماراسوامي است، يا به عبارت بهتر، هر دو بياني است از سرچشمه‌ی جاويدان خرد. نزد شوان، هنر ناسوتي متمايز از هنر سنّتي است؛ هنر ناسوتي مي‌تواند هنر ديني را هم شامل بشود، حال آنكه در دل هنر سنّتي، هنر قدسي جاي دارد. هنر ديني كه نه هنري است سنّتي، نه داراي زبان رمزي است و نه منشاء الهامش فوق فردي است. مثال اين هنر، اغلب آثار هنري پس از قرون وسطي است. در باب رابطه‌ی ميان هنر سنّتي و قدسي، بايد گفت كه هر هنر قدسي‌اي، سنّتي است، در حالي كه، هر هنر سنّتي، لزوماً قدسي نيست. هنر قدسي مستقيماً به آداب و آئين‌هاي سنّت مورد بحث اهتمام دارد و ديگر انواع هنر سنّتي، هر چند مستقيماً متوجه اجزاء و عوامل آئيني و مذهبي آن سنّت نيستند ولي مبادي آن را به زبان رمزي و با كمك راه روش‌هايي كه خودِ آن سنّت در اختيار مي‌نهد، منعكس مي‌سازند.[2] در جوامع سنّتي، آثار هنري همواره توسط اهالي اقليم دل و جان خلق مي‌شود و فراگيري فنون هنري همراه با تهذيب نفس و اجراي آن همراه با تأمل و مراقبه است؛ در بازگشت به مبدأ اعلي و در جهت فهم جنبه‌ی باطني يك سنّت نيز، نقش هنر بسيار اساسي است.



از نخستين كتابهاي شوان به زبان فرانسه و نيز مهمترين و معروفترين آنها، وحدت متعالي اديان است؛ چه اين كتاب شاهراه تمام انديشه‌هاي اوست، تا آنجا كه حتّي فصلي از اين كتاب با عنوان «درباره‌ی صورت‌ها در هنر» بحثي است پيرامون حكمت و فلسفه‌ی هنر سنّتي و قدسي. از ديد شوان وحدتي متعالي و در عين حال دروني ميان اديان وجود دارد و البته اين بيان نه به اين معناست كه صور متمايز اديان را به كناري نهيم و غافل از آن به مزج اديان بپردازيم. شايد عجيب بنمايد ولي هيچ نحله‌ی فكري‌اي به اندازه‌ی پيروان جاويدان خرد درباره‌ی اختلاف اديان سخن نگفته‌اند و در عين حال نخواهيم يافت انديشه‌اي را كه در حدّ حكمت خالده در باب وحدت اديان به گفتگو پرداخته باشد. في‌الواقع، شوان «به‌ كر‌ّات‌، در خصوص‌ اين‌ مسائل‌ مطلب‌ نوشته‌ كه‌ چگونه‌ هر ديني‌، دين‌ است‌، اينكه‌ چرا زيستن‌ كامل‌ طبق‌ هر ديني‌ به‌ معناي‌ زيستن‌ طبق‌ دين‌ به‌ ماهودين‌، و بنابراين‌ به‌ يك‌ معني‌ طبق‌ همه‌ اديان‌ است؛ اينكه‌ چگونه‌ هر دنياي‌ ديني‌، براي‌ كساني‌ كه‌ در آن‌ زندگي‌ مي‌كنند مطلق‌ است‌ و مع‌الوصف‌ فقط‌ حقيقت‌ مطلق‌ -كه‌ فراتر از همه‌ مظاهر و تجليات‌ جزئي‌ است‌- به‌ معناي‌ دقيق‌ كلمه‌ مطلق‌ است‌، اينكه‌ چگونه‌ خورشيد هر جهان‌ ديني‌ براي‌ آن‌ جهان‌ خورشيد است‌ در حالي‌ كه‌ في‌الواقع‌ ستاره‌اي‌ در آن‌ سپهر معنوي‌ است‌ كه‌ بيكرانگي‌ الهي‌ را به‌ شكل‌ رمزي‌ و نمادين‌ متجلي‌ مي‌كند»[3].


كساني كه سخني از جاودانه خرد گفته‌اند، نسبت به فلسفه‌هاي سنّتي اعم از ايراني-اسلامي، يوناني و چيني احترامي خاص داشته‌اند، ليكن اهتمام اصلي‌شان در تشريح متافيزيك جهاني بيشتر متوجه فلسفه‌هاي هندي بخصوص ودانتا بوده، و شوان نيز مستثناي از اين مطلب نيست. بدايت، جوهر و نهايت اين متافيزيك شناخت مبدأ كلي است. در معني خاصّي از جوهر حضرت احديّت جوهر است و ماسواي آن، اعراض آنند. البته جوهر بيشتر به بي‌نهايتي روي دارد و ذات به مطلقيّت. «ميان جوهر و اعراض مجال تصوّر نوعي پيوستگي هست(همه‌ی اشياء آتماست)، حال آنكه در بين ذات و صورتها چنين مجالي در كار نيست».[4] خداوند از آن جهت كه مطلق است از ديد ما كه در جهان امكان بسر مي‌بريم، دورترين دوري است، و درست به همين دليل يعني دورترين دوري بودن او و نيز به دليل غيرمتناهي بودنش، نزديك‌ترين نيز هست. قرآن، الله را منزه از هر توصيفي مي‌داند (180/37) و نفي مي‌كند كه چيزي او را مانند باشد (11/42) و نيز او را از رگ گردن به آدمي نزديك‌تر توصيف مي‌كند (16/50) يا درخچه‌اي موسي(ع) را چنين خطاب مي‌كند كه من الله‌ام و اينكه هر سوي روي كنيم آن وجه‌الله است (2/115). در بهاگاوادگيتا، برهما درون و نيز برون تمام موجودات است، بسيار دور است و در عين حال به همه نزديك هم مي‌باشد (13/16). در دائو د جينگ چنين آمده: «... دائو را بزرگ (دا) خوانم، بزرگ را گستردن (شي) خوانم، گستردن را به [مكان] دور رفتن (يوآن) خوانم، به [مكان] دور رفتن را بازآمدن (فان) خوانم، آسمان (تيان) بزرگ است، زمين (دي) بزرگ است، شهريارِ موبد (وانگ) نيز بزرگ است. در هست و نيست (يو ژونگ) چهار بزرگي است، و يكيشان وانگ است. انسان (رن) نمونه‌اي است از زمين، زمين نمونه‌اي است از آسمان، آسمان نمونه‌اي است از دائو، [و] دائو را نمونه، قائم به خود (ذي ران) است»(فصل 25). ذكر كامل موضوعات مورد اهتمام  متافيزيك سنّتي چنانكه شوان يكي از سخنگويان آن است، البته نيازمند مجال ديگري است.[5]

 

آثار فريتيوف شوان:

- ابعد اسلام (1935)

 De Quelques aspects de l'Islam

 Dimensions of Islam

- وحدت متعالي اديان (1948)

  De l'Unité transcendante des religions

  The Transcendent Unity of Religions

- چشم دل (1950)

  L'Oeil du cœur

  The Eye of the Heart

- چشم‌اندازهاي روحاني و واقعيات انساني (1953)

  Perspectives spirituelles et faits humains

  Spiritual Perspectives and Human Facts

- راه‌هاي عرفان (1957)

  Sentiers de gnose

  Ways of the Gnosis

- كاست‌ها و نژادها (1957)

  Castes et races

  Casts and Races

- مقامات حكمت (1958)

  Les Stations de la sagesse

  Stations of Wisdom

- نگاره‌هاي جان (1961)

  Images de l'Esprit

  Images of the spirit

- فهم اسلام (1961)

  Comprendre l'Islam

  Understanding Islam

- پرتوي بر جهان‌هاي كهن (1968)

  Regards sur les mondes anciens

  Light on the Ancient Worlds

- منطق و تعالي (1970)

  Logique et transcendance

  Logic and Transcendence

- صدف و گوهر در اديان (1975)

  Forme et substance dans les religions

  Form and Substance in the Religions

- طريقت بمانند اصل و راه (1978)

  L'Ésotérisme comme principe et comme voie

  Esoterism as Principle and as Way

- تصوف: ظاهر و باطن (1980)

  Le Soufisme, voile et quintessence

  Sufism: Veil and Quintessence

- آيين مسيح / اسلام: جستارهايي در باب وحدت‌گرايي طريقتي (1981)

  Christianisme/Islam: visions d'oecuménisme ésotérique

  Christianity / Islam: Essays on Esoteric Ecumenism

- از ايزدان تا مردمان (1981)

  Du Divin à l'humain

  From the Divine to the Human

- در تعقيب دين جاويدان (1982)

  Sur les traces de la Religion pérenne

  On the Traces of Perennial Religion

- رويكردهايي به نمود ديني (1984)

  Approches du phénomène religieux

  Approaches to the Religious Phenomenon

- خلاصتی از متافیزیک جامع (1985)

  Résumé de métaphysique intégrale

  Resume of Metaphysical Integral

- داشتنِ مرکز(1988)

  Avoir un centre

  To Have a Center

- ريشه‌هاي وضع انساني (1990)

  Racines de la condition humaine

  Roots of the Human Condition

- جواهر سالك (1991)

  Les Perles du pèlerin

  The Pearls of the Pilgrim

- نگاره‌هاي جمال ازلي و عرفاني ، نقاشي‌هاي فريتيوف شوان (1992)

Images of Primordial and Mystic Beauty , Paintings by Frithjof Schuon

- بازي نقاب‌ها (1992)

 Le Jeu des Masques

 The Play of Masks

- تطوّر انسان (1995)

 La Transfiguration de l'Homme

 The Transfiguration of the Man

- گنجينه‌هاي آئين بودا  (1997)

  Trésors du Bouddhisme

 Treasures of the Buddhism

- خورشيد پردار: هنر و فلسفه ميان سرخپوستان

  Le Soleil de Plumes, Art et Philosophie des Indiens des plaines

  The Feathered Sun: Plains Indians in Art and Philosophy

 

Ð-------------------------------------------------------------------------------

[1] در خصوص زندگي شوان به زبان فارسي، رك. مقدمه فارسي مينو حجّت در كتاب گوهر و صدف عرفان اسلامي، ص 51-58 و نيز نك. *فروزان راسخي، زندگي نامه فريتيوف شوان، نقد و نظر ، سال چهارم، شماره سوم و چهارم، تابستان و پاييز 1377.

[2] در باب اين تمايزات رك. سيد حسين نصر، «هنر و زيبايي از ديدگاه  شوان» در، هنر و معنويت، ترجمه و تدوين انشاءالله رحمتي، مجموعه مقالاتي است كه شامل مباحث نظري پيروان جاويدان خرد پيرامون هنر است و ترجمه فارسي پنج مقاله‌ی شوان را در خود جاي داده است. علاوه بر منبع بالا نك. سيد حسين نصر، معرفت و معنويت، ترجمه‌ی انشاءالله رحمتي، نشر سهروردي، فصل هشتم، «هنر سنّتي: سرچشمه‌ی معرفت و رحمت».

[3] *سيد حسين نصر، مروري بر انديشه‌هاي دين‌پژوهي شوان، ترجمه شهاب‌الدين عبّاسي، ماهنامه اخبار اديان ، شماره 1 سال 1382.

[4] شوان، عقل و عقلِ عقل، ترجمه بابك عاليخاني، نشر هرمس، چاپ اوّل:1384، مقاله‌ی پنجم، دليل مبتني بر تصور جوهر، ص 92؛ كه اين كتاب شامل هفت مقاله‌ی شوان جهت پي گيري بيان متافيزيك در بيان شوان به زبان فارسي، مناسب‌ترين اثري است كه تا كنون به چاپ رسيده است. نير نك. خرد جاويدان، بسعي شهرام يوسفي فر، انتشارات دانشگاه تهران؛ و نك. جام نو و مي كهن، بكوشش مصطفي دهقان، موسسه تحقيقات و علوم انساني، چاپ نخست:1384.

[5] علاوه بر منابع مذكور در پاورقي قبلي، جهت بحث جامعي پيرامون چهارچوبه‌ی متافيزيك سنّتي رك. معرفت و معنويت، فصل چهارم، «علم قدسي».

* مقالاتي كه كه با نشانه‌ی * آمده‌اند در سايت www.JavidanKherad.ir قابل دسترسي‌اند.






© 2007-2010 | JavidanKherad.com · Info [at] JavidanKherad.com ·

بهره از نوشته ها بردن با یاد نمودی درست از بُن آنها و آگاهانیدن جاویدان خرد خجسته نیز هست